همان طور که گفتیم شش کیلومتری از شهر فاصله گرفته و در جاده بازرگان به سمت روستای باغچه جوق حرکت می کنیم. روستا در دامنه کوه واقع شده و مناظر بسیار چشم نوازی دارد. از سرسبزی روستا که بگذریم به سمت کاخ حرکت می کنیم.
از دور پنجره های آبی رنگی خودنمایی می کنند و نوید رسیدن به مقصد را می دهند. ورودی یک هشتی کوچک است البته کوچک و دم دستی بودن هشتی باعث نشده چیزی در زیبایی کم داشته باشد. هشتی سقفی نقاشی شده دارد و یک خروجی اش به سمت کاخ است. ایستگاه نگهبانی هم در همین هشتی قرار دارد.وقتی شما وارد یک باغ یازده هکتاری میشوید باغ در نگاه اول بسیار جلب توجه میکند. بخشی از باغ که محصور در بین نرده هاست باغ میوه است. توت، انجیر، گردو، گیلاس، بادام، سیب و بخش بزرگتری از باغ میوه پر از درخت زردآلوست.
در برخی گوشه های باغ هنوز هم اثری از گل های رز، اقاقیا و گاها تبریزی به چشم می خورد. بقیه باغ حالا نظم مشخصی ندارد و پر از درختان کهنسال است. در گوشه ای از بنا یک کالسکه دیده می شود که متعلق به سردار ماکوست. یک حوض بیضی شکل هم درست روبروی بنای کاخ قرار دارد. آنچه در پیش رو می بینید یک ساختمان مستطیل با تعدادی بیرون زدگی است که تعداد زیادی پنجره با قاب های آبی رنگ دارد. در دو طرف ساختمان دو ردیف پله قرار دارد که به تراس جلوی ساختمان منتهی می شود. بنا دو طبقه است و تعدادی گچ بری بر روی آن به چشم می خورد.
آنچه در نگاه اول به نظرتان می رسد این است که این بنا به طور کامل هم ایرانی نیست، گرچه نقش برجسته چند مرد قاجاری بر روی آن خودنمایی می کند ولی در معماری بنا یک جور معماری روسی هم به چشم میخورد و بنا متأثر از معماری روسیه است چرا که سردار ماکو روابط نزدیکی با روس ها داشت و البته در اوضاع آشفته آن روزها بخشی از کشورمان تحت سلطه روس ها بود.
وارد کاخ می شویم، تندیس ها، گچ بری ها، نقاشی های رنگ و روغن همه و همه نشان از آن دارد که شما وارد یک کاخ لوکس و با دکوراسیونی مجلل شده اید. طبقه اول ترکیبی از چند اتاق است که مهم ترینشان تالاری بسیار زیباست که محور طبقه اول است. یکی از اتاق ها اتاق غذاخوری است، اتاقی با پرده های سبز و فرشی قرمز با گچ بری های زیبا و یک دست مبل پنج نفره با دسته های قهوه ای و البته نقوش طلایی. سقف این اتاق بسایر مشهور است و به آن اتاق سبز میگویند. دو نقاشی در دو طرف سقف با رنگ و روغن که بسیار زیباست. تصویر اول مردان ایرانی را به تصویر کشیده که بر سر سفره نشسته اند.